ALASTOR. BLOGIX

ALASTOR. BLOGIX

سلام😊رفقا قراره تووبلاگم کلی خوش بگذرونیم می‌خوایم کلی رومان بزاریم رمان‌های باحال معرفی انیمه وانیمیشن وخبرهای خفن وتئوری های خفن بزاریم پس حمایت کنید.مرسی❤️

#عشق_من P3

M.R.PO M.R.PO M.R.PO · 1403/12/29 22:06 ·

 

دیدم شروع کرد به خروپف کردن نزدیک بود سکته کنم 
اومدم برم خونه دیدم حال میا خیلی ید تر از این حرفاست توخواب حرف می‌زد 
منم نگرانش شده بودم اون روز بادوستام رفته بودیم استخر ومنم باخودم لباس اضافه برده بودم چون قرار بود بعد استخر بریم ویلا که نشد من برم چون تا شنیدم حال میا بده نگرانش شدم ورفتم خونه میا 
بعد از اینکه یادم افتاد لباس اضافه دارم با هزار ترس رفتم و از تو ماشین کیفم رو آوردم 
بعد از این که لباس هام رو عوض کردم دیدم واویلا خونه میا چه‌قدر به هم ریختس شروع کردم به تمیز کردن خونه وقتی کاره خونه تموم شد رفتم تو اتاق میا وپایین تختش نشستم ومراقبش بودم

صبح که شد رفتم یه دوش گرفتم وبعد رفتم صبحونه آماده کردم

[از زبون میا ]
به‌زور چشمام رو وا کردم خیلی خسته بودم 
به زور از روی تخت بلند شدم 
ای خدا امروز اصلا حاله سرکار رفتن رو نداشتم 
تازه باید خونه رو هم تمیز می کردم 
رفتم تو پذیرایی دیدم خونه مثل دسته گل شده 
یه زره توی خونه گشت زدم کسی نبود یهو یه بوی خوبی خورد تو دماغم رفتم تو آشپز خونه دیدم تام داره آشپزی میکنه

تام:عه بیدار شدی بیا که واست صبحونه آماده کردم 
راستش دیروز خیلی حالت بد بود منم موندم 
حالا بیا صبحونه بخور سره حال شی

[از زبون میا ]
داشتم می‌سوختم حالم خوب بود ها ولی بعد از این که تام این حرف هارو زد یهو بدنم آتیش گرفت نمیدونم چم بود

تام:میا...خوبی قرمز شدی بزار ببینم ....یا خدا 
میا چقد. داغی خوبی

میا: ااا.اره خوبم ممنون برای صبحونه

تام: نمیخواد امروز بری سره کار من خودم با صاحب کارت صحبت میکنم

میا:مرسی

تام: حالا بیا بیا صبحونه بخوریم

میا:با..با.باشه 

 

 

 

 

,ببخشید که کم بود دفعه بعدی بیشتر میزام

#عشق_من P2

M.R.PO M.R.PO M.R.PO · 1403/12/28 19:32 ·

بدو بزن ادامه بدوووووووو 

 

 

آمد و چپ چپ نگام کرد منم بی‌خبر از  همه جا 
سرم رو پایین انداختم میا هم بایه نیش خند از جلوم رشد ورفت 
هرجوری که بود اون شب گذشت
چند سال بعد از این داستان 
وقتی که من ۲۰ سالم شده بود از هانسل شنیدم که میا تازه از دوست پسرش جداشده انگاری دوست پسرش بهش خیانت کرده بود واونم چند وقته که افسردست چون که من.میا.وهانسل دوست های خیلی صمیمی بودیم وجیکو بوک زندگی هم رو میدونستیم منم وظیفه خودم دونستم که برم دلداریش بدم

[از زبون هانسل]
چون میدو نیستم تام هنوز میا رو دوست داره منم از این فرست استفاده کردم وتام رو فرستادم دنباله میا

[از زبون تام ]
وقتی رسیدم پیش میا خیلی ناراحت بود روی تخت دراز کشیده بود وکلی هم دست مال دورش بودن تامن رو دید پرید بغلم وتا میتونست گریه کرد 
[از زبون میا]
وقتی در زدن بدون توجه به اینکه ببینم کیه درو
باز کردم ورفتم روی تخت دراز کشیدم 
وقتی دیدم تام پیشم روی تخت نشسته خیلی خوشحال شدم وپریدم بغلش وتا میتونستم گریه کردم وبعدش دیگه نفهمیدم چی شد یهو همه جا تاریک شد

[از زبون تام ]
یهو دیدم قش کرد روی تخت وخیلی ترسیده بودم هی صداش زدم دیدم بعداز چند دقیقه یهو.......

 

 

گفته بودم مریضم 😂

#عشق_من P1

M.R.PO M.R.PO M.R.PO · 1403/12/28 12:30 ·

پارت اولم ها جانمونی بدو بیا 

بزن ادامه

 

 

 

داستان به ۱۷ سالگی من برمیگرده 
مهمونی خونه هانسل بود قرار بود شب هم بمونیم ماهم لباس بردیم برای شب نشینی 
وقتی رسیدم شکه شدم 
هانسل میا هم دعوت کرده بود 
قرار نبود این اتفاق بیوفته ولی افتاد 
به میا اهمیت نمی دادم نمیخواستم حسی که بهش دارم رو بفهمه 
تو حال خودم بودم که دیدم هانسل روی میا آب ریخت میا هم عصبانی شد یه چنتا دادزد بعد دوتا بامشت هانسل رو زد و رفت از توی کیفش لباسشو دراره 
رفت یه گوشه از پذیرایی که دید نداره لباسشو عوض کنه چند قدم اونور تر من نشسته بودم وکلم توگوشی بود که دیدن هانسل گفت که ببینم میا داره چیکار میکنه منم بی‌خبر از همه جا نگا کردم 
وبا میا که تازه داشت لباسشو می‌پوشد روبه رو شدم خوبا لباس زیر داشت ولی شونه ها وشکمش معلوم بود مردم از خجالت  
خشکم زده بود نمی تونستم سرم رو تکون بدم 
بالاخره میا لباسشو پوشید اومد و ....

 

 


خوب خوب خوب

 

ببخشید که کم بود دوباره واستون میزارم

اگه دوست داشتی لالیک کن

نکته ای.پیشنها.فوشی چیزی در مورد رمان داشتید بگید

خیلی خوشحال میشم که مشکلات رمانم رو بفهمم از زبون شماها

تا پارت بعدی بای بای

سلاممم رفقا

M.R.PO M.R.PO M.R.PO · 1403/12/28 12:01 ·

خوب خوب خوب اسم رمان عشق منه 

منحرفیه البته نه خیلی زیاد 

رفقا چون من یکم توی مدیریت وبلاگ ضعیفم برا همین تا یاد بگیرم طول میکشه اگه کاور ندارم ببخشید

سلام😊

M.R.PO M.R.PO M.R.PO · 1403/3/13 21:54 ·

بچه‌ها من تازه واردم

قراره تو وبلاگم کلی خوش بگذرونیم می‌خوایم کلی رومان بزاریم رمان‌های باحال معرفی انیمه و انیمیشن خبرهای خفن و تئوری‌های باحال

پس حمایت کنید دمتون گرم ❤️